سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

ساقیانه
یا نفس من بعد الحسین هونی! 

گوش کن! راوی روایت می کند

دارد از یثرب صدایت می کند

کاروانی می رود سوی حجاز

هرکجای قصه ای با او بتاز

قافله سالارِ ِ راه ِ فتحِ خون

می رود ، اِنا الیه راجعون!

سرزمین وحی اما ساکت است

سرزمین طور و طه ساکت است

  قلب پاک قبله را خون می کنند

کعبه را از مکه بیرون می کنند

پای عقل و عشق می آید وسط

راوی اینجا اشک می ریزد فقط

هرکجا که عشق می آید جلو

عقل می گوید:«بمان» اما برو

راهِ سال شصت، این راه طویل

راه تاریخ است، یاران الرحیل!

از زمان و از مکان بگذر، بیا

وعده ی ما کل ارضٍ کربلا

با سلام و با نگاه و‌ خنده ای

می پذیرندت اگر شرمنده ای

مشک ها با آب باران پُر شده

هر اسیری آمد اینجا حُر شده

گوش کن! راوی روایت می کند

از جدایی ها شکایت می کند

آه از دنیا که وارون می شود

قلب قبله از جفا خون می شود

یک نفر با نیزه و تیر آمده

یک نفر با سنگ و شمشیر آمده

گرچه تهلیل است ذکر ِاین قشون

جاهلیت ریشه دارد در درون

جاهلیت، گوش را کر می کند

وعده ها را زود باور می کند

سفره های چرب از مال حرام

دور کرده قلب ها را از امام

راوی اینجا را تماشا می کند

صفحه های سرخ را وا می کند

می نویسد: آخرین شب می رسد

نوبت غم های زینب می رسد

می نویسد: کاش صد جان داشتم

کاش من هم اذن میدان داشتم

آخرین شب فرصت بیداری است

خیمه ها در آرزوی یاری است

آخرین شب کارعاشق خواب نیست

بی وفایی رسم این اصحاب نیست

شب فقط می فهمد این اسرار را

شب فقط می فهمد استغفار را

گوش کن! راوی روایت می کند

دارد از میدان صدایت می کند

روزعاشوراست ، یاران در مصاف

دور سالار شهیدان در طواف

اسب را زین کن بیا در داستان

با صدای راوی این خط را بخوان:

کیست آیا عشق را یاری کند؟

تا دم ِ آخر وفاداری کند؟

راوی از متنش که بیرون می زند

با قلم، پا  در دل خون می زند

مین، صدای انفجار و فتح خون

گوش کن! انا الیه راجعون!

می نویسد: غرق خون می بینی ام

می نویسد: مرتضی آوینی ام!

گوش کن! راوی روایت می کند

دارد از مقتل صدایت می کند.‌‌..


[ شنبه 95/11/9 ] [ 6:34 عصر ] [ زهرا بشری موحد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

اشعار زهرا بَشَری موحد / قم/ basharimovahhed@gmail.com
موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 12
بازدید دیروز: 23
کل بازدیدها: 132506